نور الدين جعفر بدخشى

50

خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )

حضرت سيادت فرمودند قدّس اللّه ( ن ) « 1 » روحه و زاد كلّ يوم فتوحه كه هزار ( ب ) « 2 » و چهارصد ولى را قدّس اللّه اسرار هم دريافته‌ام « 3 » . امّا چهارصد از اين اولياء را در يك مجلس در صغر سنّ دريافته‌ام و سبب آن « 4 » اجتماع اين بود كه پادشاه ديار ما را داعيهء سعادت ملاقات اكابر عراق و خراسان پيدا آمد و با وزراء مشورت كرد ، « 5 » وزراى نيك راى « 6 » گفتند كه بىسببى طلب « 7 » اكابر دين مصلحت نباشد « 8 » ، بلكه مدرسه و خانقاهى بنا بايد فرمودن « 9 » و بعد از اتمام آن بنا التماس اجتماع نمودن « 10 » . پادشاه را به‌غايت خوش‌آمد و آن « 11 » بنا امر كرد چون آن بنا تمام « 12 » ( گ ) شد علماء « 13 » و فقراى خراسان و عراق را « 14 » طلب نمود از براى اجلاس والدم و خالم نيز حاضر آمدند و مرا با خود حاضر آوردند هم در آن مجمع الاكابر « 15 » ( ت ) . پس چهار صد محقق بر دست راست پادشاه بنشستند علماى نامدار بسيار ( آ : برگ 13 الف ) بر دست چپ پادشاه بنشستند و والدم دست من ( ل ) « 16 » بگرفت و فاتحه التماس نمود و جميع سادات و « 17 » علماء و فقراى مجلس از براى من فاتحه بخواندند ، پس ديگر بار « 18 » التماس كرد « 19 » كه بايد گفته هريك از فقراى مجلس از براى اين فرزند حديثى فرمايد « 20 » . تا از راه تبرّك سماع « 21 » نمايد ، لاجرم اوّل شيخ « 22 » علاء الدوله سمنانى بر من

--> ( 1 ) ن : برگ 94 ب . ل : جناب سيادت فرمود روح اللّه روحه ، ن : حضرت سيادت روحه و زاد كل يوم فتوحه فرمود . ( 2 ) ب : برگ 12 الف . ( 3 ) ب : دريافته‌ام قدّس اللّه اسرارهم ، ت : دريافتم . ( 4 ) ن : ندارد . ( 5 ) نسخه گ : « كرد » را دارد . ( 6 ) ل : با وزراء نيك راى . ( 7 ) آ : بياض ، ب : محو شده . ( 8 ) ب : نيست . ( 9 ) گ : بايد بنا كردن و . ( 10 ) ن : ندارد . گ : جمله‌اى بعد از اتمام . . . نمودن را ندارد ، ت : بنا بايد فرمودن . ( 11 ) ل : و بر آن . گ : به آن . ( 12 ) گ : چون تمام شد و بعد از اتمام آن بنا التماس اجتماع نمودن ، گ : ص 377 . ( 13 ) ن : امرا . ( 14 ) ل : شد ، سادات و علما و فقراى عراق و خراسان را ( بجاى شد ، علماء و فقرا ) . ب : ندارد . ن : شد ، بعد از اتمام آن بنا التماس نمود . ( 15 ) ل : و مرا با خود در آن مجمع اكابر حاضر آوردند . گ : در آن مجمع مرا با خود حاضر آوردند ، ت : در آن مجمع مرا با خود آوردند . ت : برگ 6 ب . ( 16 ) ل : برگ 9 ب . ( 17 ) آ ، ب : ندارد . ( 18 ) ل : باره . ( 19 ) گ : نمود بايد كه . ( 20 ) ت : خوانده . ( 21 ) ت ، ل : استماع . ( 22 ) ت ، ل ، ن ، گ : خدمت شيخ .